خود القایی
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

تئوری ازمایش :

سیم پیچی به خود القایی L1 و مقاومت داخلی r1 داریم . با ولتاژمستقیم مداری مطابق شکل می بندیم مقادیر ولتاژ وجریان را از ولت متر و امپر متر         می خوانیم و از روی انها مقاومت داخای سیم پیچ را محاسبه می کنیم .

R1=V/I       

 

 

ازمایش فوق را بار دیگر با جریان متناوب تکرار می کنیم ومقاومت ظاهری سیم پیچ (Z) را محاسبه می کنیم .

Z1=R12+L12ω2→L1=Z12-R12/ω                             Z1=V/I

مقدار L1 را برای سیم پیچ از رابطه ی فوق بدست می اوریم و همچنین می دانیم :ω=2Πν  =2Π×50=3.14           

شرح ازمایش :

ابتدا با استفاده از سیم پلچ و منبع تغذیه و سیم های رابط و امپر سنج وولت سنج مداری مطلبق شکل بالا درست می کنیم و ابتدا ازمایش را با جریان مستقیم انجام می دهیم و از انجا مقدار V وI را بدست می اوریم  تا با جای گذاری در رابطه ی R1=V/I مقدار R1 را بدست اوریم سپس ازمایش را با جریان متناوب انجام می دهیم ومقدار های V و I را این بار برای بدست اوردن Z1 بدست می اوریم : Z1=V/I         

با بدست اوردن مقدار Z1 از حالت جریان متناوب و مقدار R1 از حالت  جریان مستقیم و جای گذاری در رابطه ی L1=Z12-R12/ω   مقدار L1 را بدست   می اوریم .

با دیگر ازمایش را با قرار دادن هسته ی اهنی در داخل سیم پیچ تکرار می کنیم و تغییرات ایجاد شده در VوIرا با مقدار انها در حالت بدون هسته ی اهنی مقایسه می کنیم . با بدست اوردن مقدار IوV در حالت سیم پیچ با هسته ی اهنی  طبق روش قبلی مقدار R1 را از حالت جریان مستقیم و مقدار Z1را از حالت جریان متناوب به دست اورده و در رابطه ی L1=Z12-R12/ω  جای گذاری می کنیم و مقدار L1 را محاسبه می کنیم.

خطای مطلق

خطای نسبی

ω 

Lواقعی

Lظاهری

Z1

R1()

 

 

 

314

0.051

 

 

21.2

جریان مستقیم بدون هسته

0.023

0.311

 

 

0.074

31.55

 

جریان متناوب بدون هسته

 

 

 

 

 

 

21.15

جریان مستقیم باهسته

0.229

0.818

 

 

0.28

90.57

 

جریان متناوب باهسته

انجام محاسبات :

I=0.2A  ,V=4.24v    →R=V/I =21.2                      مستقیم

I=0.2A ,V=6.31v   →Z1=V/I =31.55                    متناوب

L=(√995.4-449.44)/3.14    →L=0.074               

دیگر محاسبات طبق نمونه انجام می شود .


 
آزمایش پل وتستون
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

تئوری ازمایش :

پل وتستون طرحی است که برای اولین بار توسط فیزیکدان انگلیسی چارلز وتستون در سال 1843 پیشنهاد شده است وبرای تعیین مقدار مقاومتهای مجهول به کار می رود . مطابق شکل دو مقاومت معلوم R1 وR2 ویک مقاومت متغییر معلوم ومقاومت مجهول به هم مربوطند . این چهار مقاومت دو به دو به طور متوالی به یکدیگر وصل شده اند سپس دو مجموعه به طور موازی بین دو    نقطه ی A وB قرار گرفته اند و A و B با مولدی به هم وصل اند بین C وD گالوانومتری بسته شده است  که عبور جریان را نشان می دهد مقدار مقاومت متغییر را انقدر تغییر می دهیم تا عقربه ی گالوانومترروی صفر قرار گیرد بنابرین بین دو نقطه ی CوD اختلاف پتانسیلی وجود ندارد و می توان نوشت

VA-VC=VA-VD      RXI1=R2I2           

VB-VC=VB-VD     R1I1=R3I2             

باتوجه به روابط بالا می توان نوشت :

 

RX=R1R2/R3                                    

 

 

شرح ازمایش :

در این ازمیش ابتدا مقدار مقاومت R1 و R2 را با استفاده از اوومتر بدست    می اوریم پس از ان طبق روش گفته شده مداری همچون مدار بالا درست     می کنیم ومنبع تغذیه رابه کار می اندازیم پس از به کار انداختن منبع تغذیه عدد روی گالوانومتر را قرائت می کنیم پس از ان مقاومت سوم را انقدر تغییر     می دهیم تا عدد روی گالوانومتر به صفر برگردد در این هنگام مقدار مقاومت R3 را یادداشت می کنیم پس از ان با جای گذاری در رابطه ی Rx=R1R2/R3 مقدار مقاومت مجهول را بدست می اوریم . پس از ان مقدار مقاومت رابا استفاده از اوومتر بدست اورده وبا مقدار بدست امده در حالت عملی مقایسه   می کنیم .

رسم جدول :

خطا مطلق

خطا نسبی

Rx() اوومتر

Rx() عملی

R3()

R2()

R1()

4450

0.06

82000

77550

2

330

470

 

 

Rx=(470×330)/2=77550                           


 
رابطۀ معجزه با قانون علیت
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

اگر چه با کمی تأمل، در پاسخ های ارائه شدۀ قبلی موضوع، روشن و مبرهن است اما از آنجائیکه بنظر می رسد عامل اصلی در بقاء شبهه، نزد پرسشگر محترم، عدم اعتقاد و یا شناخت دقیق از اقسام علل موجود در عالم و توجه بیش از اندازه به علل عادی و مادی می باشد (چنانکه طرفداران جهان بینی مادی به آن معتقدند) و بطور کلی علل معنوی و ماوراء طبیعی و پدیده های آن نظیر معجزه و ... در بخش هائی از شبهه بوضوح مورد انکار قرار گرفته، از اینرو برای تنویر بیشتر و رفع باقی نقاط ابهام، ذکر اقسام علت های موجود درعالم هستی، بعنوان مقدمۀ بحث، ضروری است

 

:

بر اساس جهان بینی الهی و به حکم عقل و تأیید نقل، همانگونه که پدیده های عالم، تنها مختص به پدیده های مادی، قابل تجربه و در دسترس بشری نیستند علت های موجود در عالم نیز به علت های مادی و عادی اختصاص ندارند.

به عبارتی علت بر دو قسم است: یکی علتهای طبیعی که بوسیله حس و تجربه و علوم طبیعی قابل کشف و شناخت است و دسته دیگر، علتهای ماوراء طبیعی یا متافیزیکی که به خاطر تفاوت حوزه آن نه بوسیله علوم طبیعی و فیزیکی و نه توسط عقل محدود بشری قابل شناخت و اثبات بوده و نه قابل ابطال است.

علتهای ماوراء طبیعی که سبب پیدایش معجزات میشوند تنها برای خدا معلوم و معین و نیز برای انبیاء (ع) باذن الله شناخته شده است. منتهی دیگران نه آن علل را میشناسند و نه میتوانند بشناسند مگر این که از حوزه طبیعی خارج شوند. برای قسم دوم نیز 2 بُعد میتوان ارائه نمود:

اول این که خدای متعال آفریننده طبیعت و ماوراءطبیعت است و محیطٌ علی کلّ شئ است. او به همان اندازه که بر علل طبیعی احاطه دارد بر علل ماوراء طبیعی نیز احاطه دارد و بلکه اصولاً در این دایره، محدودۀ علل طبیعی نسبت به علل ماوراء طبیعی به حساب نمیآیند. شاید بتوان گفت عالم طبیعت نسبت به ماوراء طبیعت، همچون حلقه انگشتری در یک بیابان وسیع است.

بنابراین، مصادیقی که در طبیعت، هرگز از طریق علل طبیعی پدید نمیآید (مثل معجزه) بوسیلۀعلل ماوراء طبیعی پدید میآید و در عین حال، یک امر خارقالعاده بوده و دارای علل و اسباب ویژه ای است که البته برای عموم، ناشناخته می باشد.(1)

بنابر این مقدمه روشن می شود که؛ قانون علّیّت به این معنا است که هیچ معلولى بى علّت تحقّق نمى یابد و این حقیقتى بدیهى است که اگر چیزى وجودش از خودش نیست، ناچار از غیر است، ولى معنایش این نیست که معلول ها همیشه از علل عادّى شناخته شده صادر مى شوند. معناى قانون علّیّت همین اندازه است که مـا بـراى هر معلولى علّتى قائل شویم. همچنین معنایش این نیست که هر معلولى تنها از یک علّت پـدیـد مـى آیـد.

البـتـه اصـل سـنـخـیـّت عـلّت و مـعـلول اصـلى درسـت اسـت، امـّا عـقـل و عـلم نـمـى تـوانـنـد عـلّت پـدیده اى را در تمام زمان ها و مکان ها در یک چیز منحصر بدانند تـجـربـه بـشـر مـحـدود اسـت. هـزاران مـورد را نـیـز کـه تـجـربـه کـنـیـم، بـاز عـقـل مـى گـویـد: مـمـکـن اسـت ایـن مـعـلول از راهـى دیـگر نیز پدید آید که ما نمى دانیم.

هزاران سـال بـشر مى پنداشت که حرارت جز از آتش حاصل نمى شود، ولى امروزه راه های دیگری نیز بـراى پـدیـد آمـدن حـرارت بـه دسـت آمـده اسـت؛ بـسـیـارى از فعل و انفعالات شیمیایى موجب پیدایش حرارت مى شوند، در اثر حرکت، حرارت پدید مى آید و شاید عللى دیگر نیز باشند که هنوز عقل محدود بشری به آن راه نیافته باشد.

حال اگر مردمى گمان کنند که علّت منحصر در این پـدیـده شـیـئى خـاص اسـت، آیـا وقـتـى علّتى دیگر نیز براى آن بیابند، معنایش این است که قـانـون عـلّیـّت نـقـض شـده اسـت؟ قـانـون عـلّیـّت بـر آن اسـت کـه معلول بدون علّت یافت نمى شود، امّا این که علّت مذکور چیست؟ و تنها علتِ ممکن است یا نه؟ حرفى نـمـى زنـد، وقتى علّتى دیگر کشف شود، درمى یابیم که علّت شناخته شده اولى، علت منحصر نبوده و جانشین پذیر بوده است.
ایـنـک مـى تـوان گـفت که معجزه به معناى نقض قانون علّیّت نیست، بلکه پذیرفتن علّتى است معنوى که به خواست الهى که (واجب الوجود و علت العلل عالم وجود) است تحقق مى یابد.

بـنـابـرایـن، تـحـقـق مـعـجـزه مـحـال نـیـسـت؛ زیـرا فـرضـش مـسـتـلزم تـنـاقـض یـا وقـوع معلول بى علّت نیست. معجزه، فرض معلولى است از راه علّت ناشناخته و معنوى.(2)

از این رو چنانکه پیشتر نیز اشاره کردیم، روشن می شود که علت، تنها منحصر در علل مادی و طبیعی نیستند و درپیدایش پدیده های عالم، علل معنوی و ما فوق طبیعی نیز دخالت دارند. و دخالت علت های معنوی در یک امر، به معنای خروج از قانون علیت نیست. چنانکه شما بدان اشاره کردید، فرض شما در صورتی صحیح است که تنها علت را از سنخ علل مادی و عادی بشمارید و در صورت قبول علت های معنوی و ماورائی بعنوان بخشی از قانون علیت که یک اصل کلی و عمومی است شائبۀ نقض قانون علیت توسط معجزه مرتفع می گردد.

در خصوص بخشی که گفته اید می توانید دلایلی مبنی بر عدم امکان معجزه اقامه کنید، گفتنی است؛ در فضای پرسش و پاسخِ منطقی پسندیده تر از ادعا، ذکر دلایل و مصادیق مورد ادعا است، زیرا ادعای صرف، ارزش و جایگاه فضای منطقی و استدلالی را مخدوش می سازد.

و اما در خصوص بخش آخر سؤال شما باید گفت: که این شیوه موضع گیری از سوی منکران توحید، در قبال ادیان الهی و معجزات پیامبران که در تاریخ به حد تواتر ثبت و ضبط گردیده، و خود ایشان نیز، در اکثر موارد، در امور ساری و جاری عالم، به آن پایبند و مقید هستند، نوعی اظهار ضعف و پریشانی در ناتوانی برای انکار این پدیده های حقیقی و معنوی و ماورائی در عالم است.

به طوریکه بسیاری از اندیشمندان تجربه گرا و عقلگرا، اگر چه با اتکاء به قوای حسی و تجربی و علمی و به مدد نورانیت عقل محدود خویش، دامنه هائی از قله های رفیع علم و دانش را در حد توان و شعاع تجربه و نور عقل، فتح کرده اند اما از دستیابی و کشف بسیاری از ناشناخته های مادی و عادی عالم، وامانده اند (تا چه رسد به ناشناخته های معنوی و ماوراء طبیعی) و در کمال انصاف، اگر در مطلبی هم به بن بست رسیده و از کشف حقیقت باز مانده اند هیچگاه وجود آن را انکار نکرده اند، بلکه بر ناتوانی خویش و عقل بشری صحه گذاشته اند. حتی به بیان برخی از ایشان، اگر چه اعتقاد دقیق و یقینی به قوای معنوی و علل ماورائی نداشته و بدلیل اتکاء صرف، به عقل خویش، راهی به آن عوالم نیافته اند اما بدلیل کثرت موارد و مصادیق این علل و قدرت های معنوی، دلیلی بر انکار پدیده های معنوی و ماورائی موجود در عالم نیز نیافته و ادعا نکرده اند.

و این در حالی است که برخی از ناتوانی و محدودیت خود در درک بخشی یا همۀ حقایق عالم، دروغ و افسانه بودن آن را نتیجه می گیرند. و این ضعیف ترین استدلال برای ضعیف ترین و محدودترین انسان هاست زیرا در شرایطی که در حل مسأله، ناتوان و عاجز باشند آسان ترین راه، یعنی پاک کردن صورت مسأله را انتخاب می کنند.